تقريباً حوالي سال 85 بود كه تعداد بسياري از وبلاگها توسط رفقاي چپ در سرتاسر ايران به شكل مشخصاً، دفاع از سوسياليسم و بر ضديت سرمايهداري حاكم راه اندازي شد، البته ناگفته نماند كه همين دوران برابر بود با انتشار نشرياتي با همين نوع محتويات از جانب گرايشات مختلف سياسي در سطوح دانشگاهها، اما آن زمان، نه امكانات مالي و نه امكانات فني به همين رفقاي متشكل حول اين نشريات اين اجازه را نمي داد تا حتي براي نشريات خود كه از درجهاي اهميت سياسي و اجتماعي برخوردار بود سايتهاي حرفهاي و حرفهاي تر راه اندازي كنند، حتي صفحه بندي اين نشريات در اوايل شديداً ابتدايي و متفاوت بود با نوع كيفيت كار با نشرياتي كه در همين اواخر در عرصه اينترنت منتشر مي گردد، اما درون همين امكانات به شدت آماتور خاصيتي خوابيده بود كه كمتر كسي امروز بدان توجه نشان مي دهد.
از لنين تا چه گوارا به روايت شادي صدر
اسلاوي ژيژك در جايي اشاره مي كند به اين نكته كه حتي بايد به تبليغات ضد سيگار بورژوازي بر روي پاكت هاي سيگار نيز به ديده ي شك نگريست.
ماركس براي عبور از هگليانيسم چنين كرد و به نظر من عبور از ماركس هاي (زمانه) نيز مستحق چنين امري مي باشد چرا كه سالهاست در دايرهي تكرار تنها پشتك مي زنند، اما امروزه فارغ از اينكه گفته بالا نوشته چه كسي بوده و حامل كدام جريان فكري است بايد بر آن تعمق كرد، همانگون كه ژيژك با تبليغات سرمايه داري بر روي پاكت هاي سيگار مي كند و اجازه مي هد تا با وي نيز چنين روا گردد كه جاي بررسي اين امر در اين مبحث نميگنجد.
اگر تصاویر نگفتند، ما شعار می دهیم
مجموعه پوستر های انقلابی و اعتراضی به همراه تعدادی گزارش هنر شهری از گذشته
انتشار: خلاف جریان
گروه در سال 1386 در ایران برای نخستین بار با آهنگی تحت عنوان اعدام نه آغاز به کار نمود.
در همان سال 1386 در اعتراض به دستگیری دانشحویان انقلابی و کمونیست در سراسر ایران آهنگی را تحت عنوان دانشگاه پادگان نیست منتشر نموده و در پی آن موزیک دیگری را به اسم 8 مارس سرخ به مناسبت روز جهانی زن تولید نمود.
گروه در پس سال 86 بنا نمود تا در وجوه دیگر اجتماعی نیز ادامه کاری دهد، خصوصاً بعد از مشکلات مالی سال 86 که منجر به تعطیلی استودیو خانگی گروه گشت.
در حد فاصل اوایل 86 تا اواخر 88 خلاف جریان به نام های دیگری، از جمله دوره ای را به کار هنر شهری(گرافیتی) و دیگر کارهای هنری-انقلابی و شعارنویسی-پخش تراکت به مناسبت های گوناگون نیز پرداخته است.
گروه در بین این سالها به عنوان یک تشکل انقلابی و کمونیست، پا به عرصه مبارزه زنان و دفاع از حقوق کودکان کار و دائر نمودن جلسات مطالعاتی و هسته های کمونیستی در بین جوانان نیز مشغول بوده است.
کالینیکوس: بزرگترین دستاورد انقلاب دموکراسی!
ترجمه: عابد رضایی
مقدمه مترجم: مصاحبه زیر از متن ترکی به فارسی برگردانده شده و گفته های الکس کالینیکوس (یکی از بزرگترین متفکرین مارکسیست در عرصه جهانی) مشاهدات وی است از مصر پس از انقلاب و وضعیت حاکم بر فضای و نیروهای سیاسی جامعه مصر،همچنین گفته های وی تصورات موجود از انقلاب مصر که گویا صرفاً با شورش شهری اتفاق افتاده را شکانده و از اهمیت جنبش کارگری در این امر و اهمیت آن در بعد از انقلاب نیز سخن می گوید.
در اجتماع مارکسیسم استابول با الکس کالینیکوس که در آنجا حاضر بود مصاحبه ای کردیم در باب روند جامعه مصر، طی هفته گذشته الکس کالینیکوس از حزب کارگران سوسیالیست(SWP) برای شرکت در کنفرانس سازمان سوسیالیست های انقلابی به آنجا رفته بود.
نیلوفر زارع : جنبش کارگری یا آشتی طبقاتی
مقاله ای در سایت جرس تحت عنوان مطالبات جنبش کارگری ایران؛ معیشت، منزلت، آزادی نظرم را جلب کرد، زیرا نویسنده نویسنده تحت حمایت از طبقه کارگری یک راست در ارتجاع سرمایه داری قلم فرسایی می کند.
ایشان پس از توصیف بیانیه شورای همکاری برگزاری مراسم اول ماه که حتی نامی از آن هم نبرده و در یک بازی رسانه با نام بیانیه مشترک چند تشکل کارگری در صدد یک سانسور مذبوحانه بر می آید، سعی می نماید تا آلترناتیو سرمایه دارانه خود را به جنبش کارگری زنجیر نماید، وی که به تمام دنیا چنگ می زند در ادای مطلبت از یک واقعیت طبقاتی فرار کند به ناچار اراجیفی را از خود و موسوی به عنوان فاکت مطرح کند که از جمله آن ها می توان به جنبش کارگری ای که برخواسته از دل طبقه مشخص در اثر شکاف و تضاد طبقاتی حاصل از منافع سرمایه داری و حکومت وی است را به عنوان نه یک طبقه بلکه به عنوان قشر معرفی نماید، آن هم در زمانه تولید به شیوه ی تکنولوژیک و صنعتی دوران سرمایه داری که با استثمار کارگران به نفع خویش جنبش کارگری را تاریخاً بر ضد خویش تولید و باز تولید کرده است، این دقیقاً همان امری است که شورای هماهنگی راه سبز امید از زبان آقای مزروعی بیان می نماید.
بیانیه روز جهانی کارگر شورای هماهنگی راه سبز امید از چه می ترسد؟
برای آغاز باید اضافه کنم که هدف در اینجا نه فقط نقد این بیانیه کذایی که مهم تر رویکرد قسمت هدایت کننده آن در شورای هماهنگی راه سبز امید است که بنا دارد در غیاب آقایان موسوی و کروبی هادی راه موجود جنبش توده ای اخیر باشد.
این بیانیه از همان جمله اول خود به مانند گذشته سعی بر آن دارد تا همچنان تاریخ خود را محو کند و بدین جهت بیانیه را به شکل زیر آغاز می کند:
امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دور نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند.
دنیز گزمیش افسانه انقلابی ترکیه
تدوین و ترجمه : عابد رضایی
دنیز گزمیش متولد ۲۷ فوریه ۱۹۴۷ و اعدام شده در تاریخ ۶ مه ۱۹۷۲ از بنیانگذاران ارتش رهایی بخش خلق ترکیه می باشد.
امروز در ترکیه واژگان انقلاب، کمونیسم، رهایی و مبارزه را در نام دنیز گزمیش و یارانش خلاصه کرده و او را چه گوارای ترکیه می نامند که عکس هایشان ، کتابهایی در درباره آنها نوشته و آهنگهایی را که به یاد داشتشان خوانده اند را در هر گوشه این مملکت می توان دید و شنید.
از جمله اتفاقات مشابه بین ایران و ترکیه می توان به انقلاب ۱۹۸۰ یا به تاریخ شمسی انقلاب ۱۳۵۸ اشاره نمود که دقیقاً یک سال پس از انقلاب ایران در ترکیه نیز اتفاق افتاده و در هم راستا انقلابیون ترکیه نیز به شدت زیادی سرکوب، ترور و شکنجه و مفقود شده و این روند طی سالیان دراز به طول می انجامد و در اینجا لازم به ذکر است که جریانات ملی اسلامی نقش به سزایی در سرکوب و ترور انقلابیون ایفا نموده و از جمله جرم های رهبران حزب الله ترکیه که به تازگی از زندان آزاد شدند ترور شخصیت های کمونیست و انقلابی ترکیه است.
زندگی سیاسی
دنیز گزمیش به تاریخ ۲۷ فوریه ۱۹۴۷ در منطقه آیاش آنکار متولد گردید، پدرش جمال گزمیش بازرس جمعیت ثبت نام مدارس و نیز مادرش مقدس گزمیش معلم مدرسه بود. وی فرزند دوم از ۳ فرزند خانواده بود. حمدی گزمیش برادر بزرگ او به جهت کار در بانک از خانواده جدا و بعداً مشاور مالی گردید. دنیز آموزش متوسطه را در سیواس و دوره کالج را در استانبول گذراند. هنوز دوره کالج تمام نشده بود که با افکار چپ و مارکسیستی آشنا و خیلی زود خود را در محافل و تظاهرات ها یافت.
موج دوم جنبش توده ایران و تفاوت ها آن با دیگر تحولات منطقه
فوریه ۲۰۱۱موج دوم مبارزات مردم ایران در پی سرکوب گسترده سال گذشته آن در حالی آغاز می گردد که روند تغییر در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا شتاب یافته. تاثیر جنبش های جاری در این مناطق بر موج اخیر از مبارزات مردم در ایران امری بدیهی ست و این را می توان در طرح شعار ها در تظاهرات خیابانی نیز مشاهده کرد.
روند رو به گسترش جنبش توده ای در ایران از کشور های هم جوار آن به دلیل ساختار دولتی متفاوت است. اساساً عاملی که جمهوری اسلامی را نسبت به دیگر حکومت ها در موقعیت مناسب تری قرار می دهد این است که نه خاصیت دیکتاتوری فردی دارد و نه ماشین دولتی اش را بدنه ای فرسوده تشکیل داده است؛ بر عکس دو تصویری که یکی چون آنرا دستگاه سرکوب فرتونی می دادند می خواهد با اقلیتی سرنگونش کند، و دیگری چون خود در حاکمیت شریک بوده است برای نگاهداریش می خواهد آنرا با اکثریت اصلاح طلبی نرم نماید.
حکومت ایران دارای لایه های عریان و پنهان در عرصه های گوناگون در جامعه است. به تعبیری حاکمیت و قدرت آن در یک نقطه متمرکز نیست بلکه بیشترین قدرت را در مرکز خود (نه با تکیه بر فرد) برای فرماندهی ذخیره کرده و باقی را در بازو های خود مننتشر نموده است. بدین سان حضور این حکومت خود بخود در جا بجای جامعه احساس می شود، حال آنکه نقطه ضعف جنبش مردمی این است که فقط در یک موقعیت و آن هم در صحنه خیابان حضور به هم می رساند، و این توانایی سرکوب رژیم را در موقعیت برتری نسبت به معترضین آن قرار می دهد.
از سویی دیگر نقطه تفاوت رژیم جمهوری اسلامی ایران با برخی از رژیم های کشورهای هم جوار در این است که خود تاریخاً در پروسه یک انقلاب شکل گرفته و در پی آن دارای یک تجربه زنده از خیزش توده ای، از به حاشیه راندن آن و از سرکوب آن می باشد. و بدین روی آگاهانه و همیشه برای مقابله با خیزش توده ای دیگری آماده بوده است. و این تجربه ای است که دیگر حکومت های منطقه که در تحولات اخیر در معرض سرنگونی قرار گرفته اند فاقد آن بوده اند.
یکی دیگر از خصوصیات رژیم در کنترل جامعه بویژه در موقعیت های اضطراری داخلی نیز از وجود سپاه پاسداران جمهوری اسلامی نشات می گیرد که یک ارتش ایدئولوژیک، که هدفش حفظ نظام در برابر خطر های داخلی است. در صورتی که در بسیاری از انقلابات و تحولات سیاسی توده ای رادیکال که جهان تاکنون به چشم دیده است، غالبا در آخرین مراحل بحران و زمانی که نهادهای نظامی سرکوبگر (به طور اعم ارتش) سرکوب مسلحانه مردم را در دستور کار خود قرار می دهند، به دلیل سرپیچی سربازان غیر حرفه ای و همراه شدن آنها با مردم از قدرت این نهادها در مقابل جنبش مردمی کاسته می شود، و این امر نهاد های نظامی را در توازن قوا با جنبش مردمی در شرایط دشوار و در مکان بازنده قرار می دهد.
بر همین اساس رژیم جمهوری اسلامی ایران به دلیل تجربه خاص خود در امر سرکوب انقلاب، نیروی حرفه ای مختص به این امر را آگاهانه از پیش تامین نموده و بدین لحاظ نیز خود را ایمن ساخته است (بسیج به شکل ضمنی برای این کار آمادگی دارد) به گونه ای که بیشترین نیروی بسیاری از پادگان ها و مقرهای سپاه را نه سربازان بلکه کادرهای مزدور رتبه پایین حکومت تشکیل می دهند.
اما جنبش کنونی ایران نیز دارای نقاط قوتی بوده که در صورت تداوم می تواند خود را در دایره یک حرکت رادیکال تر نسبت به دیگر تحولات منطقه قرار دهد و این همان عاملی ست که حکومت، همانگونه که پیش از این مورد اشاره قرار گرفت، خود به شدت از آن بهره برده است: همان تجربه یک انقلاب، به انحراف کشیده شدن و سرکوب گشتن آن. سرکوب دستاوردها انقلاب ۵۷ به گونه ای دستاورد سیاست های غرب در مقابل یک آلترناتیو چپ و کمونیستی بوده است. آگاهی بسیاری از مردم جهان از تجربه به انحراف رفتن این انقلاب توسط یک حکومت ارتجاعی عاملی ست که می تواند مانع بالا گرفتن آلترناتیوهای ارتجاعی دیگر در مقابل انقلابات گردد. و این یکی از دلایلی ست که رسانه های غربی و نیروهای مزدورشان مدام بر طبل جمهوری اسلامی اصلاح شده و انقلاب مخملی می کوبند.
اما از دیگر نقاط قوت حرکات مبارزاتی در ایران نهادینه نگردیدن سیاست و گرایش های راست و رفرمیستی درون جنبش کارگری است، جنبشی که سنتاً گرایش چپ در آن همیشه دست بالا را داشته و توانسته در آن نقش اصلی را ایفا نماید.
مشخصاٌ با شکست پروژه های اصلاح طلبان در روز ۲۲ بهمن ۸۸ اهمیت حضور نیروی طبقه کارگر به عنوان نتیجه بخش ترین نوع مبارزه بر علیه حکومت سرمایه اسلامی با سلاح اعتصاب عمومی آشکار تر شده است. و نیروهای اصلاح طلب و لیبرال خصوصاَ آنها که بر مسند رهبری آن قرار داشته اند از جمله شخص موسوی که خود از سرکوبگران انقلاب ۵۷ بود و نتیجتاً بنا بر آگاهی داشتن از وضعیت جنبش کارگری - که خود را نه در هم پیمانی های سیاسی بلکه در خواست های اقتصادی سیاسی می جوید- همیشه به شکل آگاهانه در به حاشیه راندن آن تلاش نموده اند.
جنبش توده ای کنونی بنا بر ضرورت سیاسی اش اگر همچنان در مسیر رادیکالیسم پیش برود قطعاً رنگ و خاصیت لیبرالی را از خود زوده و تنها در این نقطه است که این جنبش سیاسی توده ای با جنبش اقتصادی کارگری پیوند خورده و می تواند رژیم حاکم را سرنگون نماید.
به نقل از به پیش! ۶۱، جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸۹، ۴ مارس ۲۰۱۱
اشتراک در:
پستها (Atom)




